محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

پسر بابا

  پسرم چند شب پیش بغل بابایی خوابت برد خیلی بدخواب شده بودی ومامان تمام تلاششو برای خوابوندنت کردم اما... گرمای وجود پدرت رو میخواستی .. با بابا رفتید تو اتاق و چند دقیقه بعد ارام خوابیدی ... فکرکنم رازی بین شماست یک راز مردانه ... دوستتون دارم   دیشب برای باهم بودنتون برای ارامش همیشگیتون کنار هم برای پدر وپسریتون دعا کردم همیشه صالح وسالم باشی دردونه ی من     ...
11 مهر 1390

سه ماهگیت مبارک گل بهارم

  طاهایه بی نظیرم سه ماه است درکنارمان هستی وما اشباع شده از داشتن تمام زیباییهای دنیا وقت طلاست...بارها این جمله رو شنیده بودم اما... از وقتی تو هستی ( پاینده باشی مادر ) طلا بودنش رو درک کردم کوچکم... زیباترین لحظه دنیا برایم ان لحظه است که در اوج ناراحتی وبی حوصلگی وبیخوابیت...صدابت میکنم وتو لبخندی زیبا به من هدیه میکنی داری دستای کوچیکت رو کشف میکنی و دیدنی میشی وقتی باولع میخوری! گاهی میخوای دوتاشونو باهم بخوری و نمیتونی و اشتباها بجای دستت انگشت کوچولوت میره تو حلقت وحالت بهم میخوره و عق میزنی ولی عبرت نمیگیری وتکرار...و من عاشق تجربه هایت سرت مخملی شده وداری کم کم مو درمیاری... هروقت انگش...
11 مهر 1390

بدون عنوان

پسرم بهترین و لذت بخشترین لحظات زندگیم که حاضر نیستم با هیچی تو دنیا عوضش کنم لحظات با تو بودنه.... ...
11 مهر 1390

کادوهایه محمد طاها

این هواپیمارو خاله افسانه بهت داده. این موتور کنترل دار رو زهرا خانم دختر عمویه بابایی برات خریده. این عروسکم دوستهای مامانی برات آوردن. این موتورم خاله افسانه بهت داده. این بازی شطرنجرو دوستایه مادری برات خریدن. این تلفنم دوستای مادری برات آوردن. اینم پدر از کربلا برات آورده.   اینم عمه احترام و عمه محترم و لعیابرات خریدن. این ماشینم وقتی به دنیا آمدی دایی میثمت برات آورد.     اینم شاخه نبات تزیین شدس که خانم مهندس موییدی آورده. این جوجه اردکم عمو علی با یه سکه پارسیان وقتی اولین بار رفتیم خونشون بهت داد. این گل و گلدانم دوستها و کارمندهای مدرسه...
11 مهر 1390

عاشقانه با تو

نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم. چون دنیا یه روز تموم میشه............ نمیخوام بگم که مثله گلی....... چون گل هم یه روز پزمرده میشه.................. نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثله شبهای پر ستارس.................. چون شب هم بالاخره تموم میشه................ نمیخوام بگم که مثله آب پاکی و زلالی.................... چون آب که همیشه پاک نمیمونه.................. نمیخوام که بگم دوستت دارم............... چون من که اصلآ دوستت ندارم................... بلکه من عاشقتم. ...
11 مهر 1390

برای نفس مادری

پسرم لحظات شادی خدا را ستایش کن لحظات سختی خدا را جستجو کن لحظات آرامش خدا را مناجات کن لحظات درد آور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکرکن.   ...
11 مهر 1390

بدون عنوان

دیدن روی تو بر دادن جان می ارزد                                          لحظه ایی پیش تو بودن به جهان می ارزد ...
11 مهر 1390